![]() |
![]() |
|
| بلبل که بهانه ای برایش بس بود....گل-ناز که کرد طالب نقش-ش شد |
|
به قول ثانیه ها که چه زود پیر شدی سرت هوای کجا داشت سر به زیر شدی؟ میان شهر سیاه سکوت وخاموشی اسیر لقمه ی نانی بخور نمیر شدی از آخرین تپش کور سوی فرداها چه زود دست کشیدی زود سیر شدی برای رونق نان وتنور ناپاکان چه بی تعارف وبی ادعا خمیر شدی تو که همیشه دلت چشمه ی بهاری بود برای رفتن خرداد باز تیر شدی ؟ نگو که فاصله ها هم دروغ می گویند نمی رسی به بهانه دوباره دیر شدی تیر ۸۵
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 16:27 توسط سجاد نظری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به یاد قیصر
............. به یاد امین ............. فرزند ایران-شهر تاتی: زبان مادری خون و گوشت و استخوانم فارسی: هویت غیرت و وجودم شعر :تنها بی تابی که ازش دلگیر نیستم خودم... در انتظار... |
| پیوندهای روزانه |
|
آسمان مهتابی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
|
RSS
|