تبليغاتX
آوای ورازشت - آوای ورازشت1
بلبل که بهانه ای برایش بس بود....گل-ناز که کرد طالب نقش-ش شد

 

شَبان شنبهَ شَبِ ای دل اسیریم      

اسیر ِ یار ِ بی مهر ِ عزیزیم

یارم هَندهَ که چون آلالهَ مانِه

به هر گُل آرسم از سَر به زیریم

********************

اي دل امشب شب شنبه است و من اسیرم

اسیر یار بی مهر و عزیزم هستم

یار من آنقدر که زیبا و مانند لاله است

من به هر گل میرسم سرم را به پایین می اندازم(میل تماشای هیچ گلی را ندارم)

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 0:53  توسط سجاد نظری |